سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
شهیدان رضازاده لواف
خداوند، کارهای والا و ارجمند را دوستمی دارد و کارهای حقیر و خُرد را ناخوش می دارد [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

شهیدان رضازاده لواف

Powerd by: Parsiblog ® team. ©2006

درگذشت پدر شهیدان «جواد و مرتضی» رضازاده لواف

انا لله و انا الیه راجعون


سحرگاه امروز آقای حاج عباس رضازاده لواف، پدر شهیدان «جواد» و «مرتضی» دار فانی را وداع گفت و به رحمت حق پیوست.


مرحوم حاج عباس رضازاده لواف، همیشه مأنوس با قرآن و مسجد بود و ایمان او مورد غبطه نزدیکان.


او امشب در میهمانی ویژه ای حضور یافته است. در جمع فرزندان شهیدش «جواد و مرتضی رضازاده لواف» و برادرزاده های شهیدش «محمد و علیمحمد رضازاده لواف» و پدر شهیدان محمد و علیمحمد. روحشان شاد


مراسم تشییع مرحوم حاج عباس رضازاده لواف فردا (پنجشنبه 90/10/8) بعد از ظهر در کاشان برگزار می گردد.


» برادران شهید (چهارشنبه 7 دی 90 ساعت 9:59 عصر )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)

قائم پوشیده ز دیدار

آدینه گذشت و خبر از یار نیامد
آن قائم پوشیده ز دیدار نیامد


مردان به نامردی و یاران به جفا آمده اند
ای کاش که آن یاور دلدار بیاید



یا رب ز رخش پرده غیبت برافکن
چشم همه روشن اگر از پرده برآید


» برادران شهید (جمعه 27 آبان 90 ساعت 8:46 عصر )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)

آیینه حق نما،‍ علی است

شیر خدا و لنگر عرش خدا، علی است** مرآت حق و آینه حق نما، علی است
در روز حشر، شافع امت محمد (ص) است** باب النجات سلسله انبیا، علی است
بعد از وجود اقدس خاتم، حبیب حق** بر کل جنّ و انس و ملک، رهنما، علی است
اول کسی که دین نبی را قبول کرد** و آن دومین ز خمسه آل عبا، علی است
نفس نبی و باب علوم محمد (ص) است** چارم نفر که رفته به زیر کسا، علی است
گر افتخار دیگری ز بهر او نبود** این افتخار بس که شه لافتی، علی است
در جنگ بدر و غزوه خندف، صف احد** مردی که بود در خور صد مرحبا، علی است
دست خدا که فوق همه دست ها بود** دست علی ولیّ خدا، مرتضی علی است
«شعر از آقای علی اکبر پیروی»


میلاد مسعود ولی الله الاعظم، امیرمؤمنان


امام علی علیه السلام


 بر آزادگان جهان، بخصوص شیعیان آن حضرت


مبارک باد



» برادران شهید (پنج شنبه 26 خرداد 90 ساعت 12:12 عصر )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)

در بهار آزادی، جای شهدا خالیست


فرارسیدن سال نو مبارک باد
خدایا به ما خوشنامی یوسف، دلسوزی حضرت محمد (ص)، انصاف و عدل امام علی (ع)، ولایتمداری حضرت زهرا (س)، حسن خلق امام حسن (ع)، فداکاری امام حسین (ع)، رشادت حضرت ابوالفضل (ع)، لیاقت یاری امام زمان (عج) عطا فرما.
با آرزوی سلامت، سعادت و عزت برای همه مسلمانان و شیعیان جهان


» برادران شهید (یکشنبه 29 اسفند 89 ساعت 9:12 عصر )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)

تمدید مأموریت

 



شهید علی محمد رضازاده، پس از پیروزی قوای اسلام و فتح خرمشهر، مأموریتش پایان یافت و به آغوش خانواده بازگشت، ولی چون به جبهه دل بسته بود و حوصله ماندن نداشت، پس از دو سه روز که هنوز گرد راه از چهره پاک نکرده بود، مجددا در تاریخ 14/4/ 1361 مأموریت سه ماهه گرفت و به جبهه جنوب اعزام شد و این بار در عملیات رمضان شرکت کرد. روزهای پایان مأموریت وی (17/7/1361) فرا می رسید که طیّ نامه های الهام بخش و وصیت نامه های ارسالی، و نیز در آخرین دیدار و مرخصی که آمده بود، خبرداد که چون عملیات در پیش است، منتظر بازگشت من نباشید، زیرا مأموریت خود را تمدید کرده ام و در جبهه خواهم ماند.


» برادران شهید (چهارشنبه 5 فروردین 88 ساعت 7:18 عصر )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)

شبی در محاصره

 


 


:خاطره ای از شهید محمد رضازاده
یکى از شب‏هاى والفجر 4 که مسؤول گردان بودم، در حالى که از ناحیه دست مجروح شده ‏بودم، در محاصره نیروهاى عراقى قرار گرفتم، کلیه نیروها را در یک کانال استتارکردم، آن شب تنها تعدادى نارنجک به همراه داشتیم. پاسى از شب گذشت، چند نارنجک برداشتم و از کانال بیرون آمدم، مسافتى را پیمودم تا به یکى از سنگرهاى دشمن رسیدم، صداى صحبت‏کردن عراقى ها از داخل سنگر به گوش مى‏رسید. همهمه و صداى زیاد نشان مى‏داد تعداد زیادى از افراد دشمن در این‏سنگر اجتماع کرده‏اند. بدون فوت وقت نارنجک ها را پى در پى داخل سنگر انداختم و بازگشتم. هنگام بازگشت به‏ یکى دیگر از سنگرهاى عراقى برخورد کردم. از فاصله نسبتاً دورى صداى هلهله و آواز و دست زدن به گوشم رسید. شاید جشن پیروزى گرفته بودند. به کانال برگشتم و دو نفر از برادران را که زخم کمترى داشتند با خود همراه کردم. آنها هر یک دو نارنجک داشتند و من سه عدد نارنجک برداشتم و با همدیگر به طرف سنگر مورد نظر رفتیم و از سه طرف‏آن را محاصره کردیم، با اشاره من، نارنجک‏ها به داخل سنگر پرتاب شد و در یک لحظه دود و آتش همه فضا را گرفت‏ و صداى شادى مزدوران بعثی به فریاد مرگ، مبدل گشت و ناگهان خاموش شد. 
بعد
از روشن شدن هوا چند نفر عراقى به طرف کانال محل اختفاى ما آمدند و فریبکارانه دست ها را به نشانه تسلیم شدن بلند کردند و در همان حال به ما نزدیک شدند. من فکر کردم این کار فریب است، لذا نظرم این بود که آنان را به رگبار ببندم، ولى برادران دیگرگفتند: اجازه بدهید آنها را اسیر کنیم. وقتى نزدیک شدند یکى از آنها که جلوتر ازهمه بود نارنجکى را به داخل کانال پرتاب کرد که ترکش آن به سر من اصابت کرد و همگى فرار کردند.


» برادران شهید (چهارشنبه 5 فروردین 88 ساعت 6:53 عصر )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)

مسؤولیت در قبال شهیدان


مسئله‏ى شهید یک ویژگى استثنائى دارد. هر آنچه که مربوط به وجود نورانى شهید است، شگفتى است. انگیزه‏ى او براى حرکت به سمت جهاد - که در دنیاى مادى و در میان این همه انگیزه‏ى رنگارنگ جذاب، یک جوانى برخیزد، قیامِ للَّه کند و به سمت میدان مجاهدت حرکت بکند - این خود یک شگفتى است؛ پس از آن، تلاش او، در معرض خطر قرار دادن خود در میدان هاى نبرد، کارهاى برجسته‏ى او در میدان ها، شجاعت ها و شهامت هائى که هر سطرى از آن مى‏تواند یک سرمشق ماندگار و نورانى باشد هم یک شگفتى است؛ و پس از آن رسیدن به شوق وافر و کنار رفتن پرده‏ها و حجاب هاى مادى و دیدن چهره‏ى معشوق و محبوب - که در حرکات شهدا، در حرف هاى شهدا و در روزهاى نزدیک به شهادت، همیشه جلوه‏گر بود و نقل هاى فراوانى در این زمینه هست - این هم یکى از شگفتی هاست.
در یک وصیت‏نامه‏اى خواندم که شهید مى‏گوید: من بیقرارم، بیقرارم! آتشى در دل من است که مرا بى‏تاب کرده است؛ به هیچ چیز دیگر آرامش پیدا نمى‏کنم مگر به لقاء تو؛ اى خداى محبوبِ عزیز!
این سخن یک جوان است! این همان چیزى است که یک سالک و یک عارف، بعد از سال ها مجاهدت و سال ها ریاضت ممکن است به آن‏جا برسد؛ اما یک جوان نوخاسته، در میدان نبرد و در میدان جهاد آن‏چنان مشمول تفضل الهى قرار مى‏گیرد که این ره صد ساله را یک شبه مى‏پیماید و این احساس بى‏قرارى و شوق، از سوى پروردگار پاسخ مناسب مى‏یابد. خود این شوق هم لطف خدا و جاذبه‏ى حضرت حق متعال است. این شگفتى بزرگى است.
عزیزان! اگر شهیدان عزیزند - که عزیزترینند - اگر براى ما گرامیند - که گرامى‏ترینند - گرامیداشت آنها به معناى این است که ما راهشان را ادامه بدهیم و اهدافشان را دنبال کنیم. دنبال کردن راه آنها یعنى بایستى اهداف جمهورى اسلامى و ارزش هاى اسلامى - این پایه‏هاى مستحکم و این شاخص هاى نمایان که مى‏تواند این ملت را به اوج افتخار دنیوى و اخروى برساند - را در نظر داشته باشیم و دنبال کنیم. زن و مرد در این جهت یکسانند؛ پسران و دختران شهید، برادران و خواهران شهید و آنهائى که نسبتى با شهید دارند در این جهت یکسانند. هر چه به شهید نزدیکترید، افتخارتان بیشتر و مسئولیت‏تان سنگین‏تر است.


مشروح بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع جانبازان و ایثارگران و خانواده‏هاى شهداى استان فارس


» برادران شهید (چهارشنبه 18 اردیبهشت 87 ساعت 12:4 صبح )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)

شیهدان رضازاده لواف

 


(سمت راست: شهید محمد رضازاده      سمت چپ: شهید علی محمد رضازاده)


شهید محمد رضازاده لواف و شهید علی محمد رضازاده لواف


شهید محمد رضازاده، در سال 1341 در کاشان متولد گردید و در سال 1365 در عملیات کربلای 4 در شلمچه به شهادت رسید.
شهید علی محمد رضازاده، در سال 1343 در شهر کاشان به دنیا آمد و در سال 1361 در عملیات محرم در عین خوش شهید شد.


روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد!


» برادران شهید (چهارشنبه 18 مهر 86 ساعت 10:38 عصر )
»» نجوا با شهیدان( نجوا)


لیست کل یادداشت های وبلاگ
درگذشت پدر شهیدان «جواد و مرتضی» رضازاده لواف
قائم پوشیده ز دیدار
آیینه حق نما،‍ علی است
در بهار آزادی، جای شهدا خالیست
تمدید مأموریت
شبی در محاصره
مسؤولیت در قبال شهیدان
شیهدان رضازاده لواف
[عناوین آرشیوشده]

بازدیدهای امروز: 19  بازدید
بازدیدهای دیروز: 13  بازدید
مجموع بازدیدها: 31276  بازدید
[ صفحه اصلی ]
[ پست الکترونیک ]
[ پارسی بلاگ ]
[ درباره من ]

» لینک دوستان من «
» «
» آرشیو یادداشت ها «
» اشتراک در خبرنامه «